فواید و مشکلات وابستگی

وابستگی
هرچه وابستگی و پیوند انسانها قویتر باشد پذیرش جدایی و دوری دشوارتر خواهد بود و از سوی دیگر هر چه فاصله انسان ها از هم بیشتر باشد برای مثال ۱۵ سال اختلاف سنی بین دو کودک پیوند و تعلق آنها به یکدیگر نیز کاهش خواهد یافت اشتراکات کمتری خواهند داشت
در حد فاصل میان دو حالت متناقض یاد شده والدین و کودکان تکفرزند تمایل بیشتری به پیوستگی و پیوند دارند آن را بسیار آسانتر از جدایی و دوری می دانند بنابراین چالشهای بزرگ سرپرستی کودکان تک فرزند اغلب در سه حالت زیر روی می دهد که ناگزیرند دوری و جدایی را تجربه کنند:
- هنگامی که کودک ناگزیر است برای بار نخست محیط امن خانواده را ترک کرده و وارد مکانی بزرگتر و به نام مدرسه شود در سنین ۶ الی ۷ سالگی
- هنگامی که کودک به مرحله نوجوانی رسیده از والدین خود فاصله می گیرد به دوستانش نزدیک می شود در سنین ۱۲ الی ۱۳ سالگی
- هنگامی که کودک به مرحله جوانی رسیده منظور کسب استقلال از خانواده خود جدا میشود بین سنین ۱۸ تا ۲۳ سالگی
با توجه به اینکه پیوند و پیوستگی خانوادگی بسیار قوی است جدایی و دوری و در مراحل پیش گفته برای والدین و تک فرزندها بسیار دشوار میشود یک کودک ممکن است برای ورود به مدرسه اکراه داشته باشد یا یک نوجوان در کنار خانواده را مطلوبتر از گسترش فعالیتهای اجتماعی بدانند؛ حتی یک جوان ممکن است زندگی با والدین را به استقلال خود ترجیح میدهد پیوند و جدایی به ظرفیت و توانایی هایی نیاز دارد که در صورت علاقهی والدین به استقلال(جدایی) یا وابستگی (پیوند) فرزندشان باید کسب شود.
توجه مثبت و پیوسته والدین به تنها فرزند خود باعث ایجاد و تقویت پیوستگی و پیوند کودک به والدینش میشود وابستگی متقابل چنان است که از امنیت و آرامش کافی برخوردار است و وابستگی شدید کودک به والدین کمک میکند و مراحل رشد خود را با فراغ بال به حمایت و سنین بالاتر به استقلال لازم دست یابد زیرا امنیت و آرامش خانواده موجب میشود تا انرژی خود را ذخیره کرده، صرف رشد و استقلال شخصی خود کند پیوند عمیق و منافع شخصی خود اهمیت دهد.
گاهی تعلق بین والدین و تنها فرزندشان شدید بوده و در مقابل دوری و جدایی مقاومت میکنند این وابستگی با بروز مشکلاتی در دوران کودکی همراه است و در دوران بلوغ به بحران ختم خواهد شد.
یک نوجوان ممکن است هنوز به والدین خود وابسته باشد و هویت خود را در تقلید کردن از آنها شکل دهد: «من باید چنان باشم که والدینم هستند»
-رضایت یک نوجوان از خود ممکن است تابعی از رضایت والدینش از او باشد: «تا وقتی که والدین از من راضی نباشند از خودم راضی نخواهم بود»
امنیت کودکانی که تک فرزند هستند از دو منبع ناشی میشود پیوند داشتن با والدین یا دوری و جدایی از آنها کودکانی که وابستگی و تعلق شدید به والدین خود دارند از منبع دوم محروم هستند.
مشکلات ناشی از وابستگی خانوادگی کودکان ممکن است والدین آنها را به پذیرش راهحلهایی ناگزیر سازد تا از وقوع این مشکلات جلوگیری کنند راه حل هایی چون:
- از استقلال شخصیت کودک دفاع کنند حتی اگر به ده تفاوت های مهمی با والدین منجر شود ما هیچگاه ورزشکار نبودیم ولی خوشحالیم که تو هستی اختلاف استعداد ها و توانایی های ما موجب می شود تا بتوانیم به یکدیگر کمک کنیم.
- به کودکان کودک اجازه دهند تا فعالیتی که برای او لذت بخش است بپردازد حتی اگر برای والدین ناخوشایند باشد ما همیشه از انتخابهای تو راضی نیستیم چنانچه تا هم همیشه از کارهای ما راضی نمی شوید با وجود این می توانیم یکدیگر را دوست داشته باشیم.
- به کودک اجازه دهند تا از خودش مراقبت کند حتی اگر فلسفه سرپرستی والدین را مورد سوال قرار دهد تا می توانید از خود مراقبت کنیم بی آنکه نیازی به کمک ما داشته باشی ولی ما همیشه به تو اهمیت می دهیم.
- زندگی برای چه به کودک اجازه دهند تا بازی با دوستان رو به بودن در کنار والدین ترجیح دهد ما همیشه دوست داریم تا در کنار ما باشی ولی بازی کردن با دوستان لذت دیگری دارد دوستان به علت همسن بودن احساسات یکدیگر را بهتر درک می کنند.
والدین و تک فرزندها برای تحمل دوری یکدیگر به تمرین زیادی نیاز دارند اگر کودکان باور کنند که دوری از والدین آسیبی به آنها نخواهد زد جدایی و استقلال را بهتر تحمل خواهند کرد.
هنگامی که تک فرزند در مرحله جوانی وارد می شود جدا شدن از خانواده برای او بسیار دشوار خواهد بود والدین و نیز احساس میکنند که برای همیشه فرزندشان را از دست میدهند اگر تصمیمات والدین بر اساس چنین احساسی اتخاذ شود به رشد شخصیتی فرزندشان آسیب خواهد زد و از شکلگیری پیوند خانوادگی با روحیه مستقل تامین زندگی خود و حس مسئولیت پذیری در آنها جلوگیری خواهد کرد مادری که نسبت به تنها فرزندش چنین احساسی دارد ممکن است از همسرش غافل بماند همسرم به شدت فرزندمان وابسته است و به دیگر مسائل خانوادگی توجهی ندارد اگر این احساس تعلق افراطی تداوم یابد در زمینه ازدواج فرزند مشکلاتی به وجود می آورد یا اختلافاتی با همسر آینده تنها فرزند خانواده ایجاد خواهد کرد.
ورود فرزند دوم خانواده ساختار این پیوندهایی را برهم خواهد زد زیرا والدین ناگزیرند علاقه خود را بین دو یا چند فرزند تقسیم کنند و فرزندان نیز خود را به علاوه انحصاری والدینشان وابسته نمی دانند که عشق و علاقه مادر و فرزندش بسیار زیاد است و برای او مشکل است تا مسئولیت سرپرست فرزندش را به خود واگذار کند.
ولی با وجود این باید این واقعیت را بپذیرد که دوران سرپرستی همه والدین پایانی دارد اگر مادری که فرزندش علاقه بسیار داشته باشد و نتواند ناراحتی او را تحمل کند و اراده فرزندش و جدایی و استقلال از والدین را می پذیرد زیرا خوشحالی خود را در خوشحالی و رضایت فرزندش می داند.

